ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

5

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

كارهاى متنوّع بنياد پژوهشهاى اسلامى ، در بارهء قرآن ، جمع‌آورى حديث وفهرست نويسى و . . . زياد وبرشمارى همهء آنها از حوصلهء اين مقدّمهء كوتاه بيرون است . امّا آنچه قابل اهميّت فراوان ودر خور توجّه شايان مىباشد ، كار عظيم وپر أرجى است كه بنياد ، بر انجام آن كمر همّت بسته وعزم خود را در به ثمر رساندن آن جزم كرده است وآن ترجمهء گرانمايهء شرح نهج البلاغة كمال الدّين ميثم بن علىّ بن ميثم بحراني ( ره ) است كه اينك فراروى شما قرار دارد . اينك چند نكته در بارهء امام ونهج البلاغة . 1 - اقرار به ناتوانى توصيف امام ( ع ) وكلام وحى گونه‌اش ما هرگز قادر به توصيف وتعريف امام ( ع ) وكلماتش نبوده ونيستيم وخاضعانه ، اظهار مىداريم كه : قطره چه تعريفى از دريا وذرّه چه توصيفى از خورشيد مىتواند داشته باشد ، وبه گفتهء شاعر عارف : « اى كسى كه ما يلي على مرتضى را توصيف كنى ! آرزوى محال در سر مىپرورانى وهرگز قادر به توصيف آن ذات مقدّس نيستى ودر صحراى بيكران وجودش سرگشته خواهى شد . » بهترين توصيف ما در حقيقت آن است كه در برابر عظمت روح بلندش سر تعظيم فرود آوريم وبا خضوع تمام اقرار به عجز وناتوانى خود در شناخت جلال وكمالش كنيم وآنچه در قرآن كريم نزول واز رسول گرامى اسلام ، در خصوص آن حضرت صدور يافته ، ويا آنچه امام ( ع ) در توصيف خويش بيان داشته است ، مدّ نظر قرار داده بدان بسنده كنيم « 27 » . براستى چه كسى مىتواند ، عظمت روح وبزرگى مقام ومعنويّت پيشوايى را درك كند كه در راه اعتلاى كلمهء توحيد وسر بلندى اسلام بىدرنگ ، با مخالفان ومشركان درآويزد ، ودر آوردگاه نبرد احزاب با نام آورترين سردار عرب ، عمرو بن عبد ود ، بستيزد ودر فرصت طلايى وأوج سربلندى وافتخارى كه نصيبش شده ، به دليل خالص ماندن عمل از آلودگى ، قتل دشمن به خاك افتاده را به تأخير اندازد ؟ ! آرى امامي كه در اجراى عدالت ، بدون اغماض وچشم‌پوشى ، تضرّع ونيازمندى برادر خود را ناديده بگيرد ، وحتّى براي تنبيه و

--> ( 27 ) يا واصف المرتضى قد صرت في التيه * هيهات هيهات مما تمّنيه